به نام خدای خوبمون 


چند سطر از زبان مخاطبان وبلاگم :

سیر ترشی خانوم !
بانوی ترشیده ها !
به به 
از این ورا !
چه عجب اومدی سراغ وبلاگت !
خجالت نمی کشی بازم اومدی بگی بیاییم به وبلاگت سر بزنیم ؟!
واه واه دختره ی چش سفید !
بلا به دور !
خجالتم خوب چیزیه 
چند ماه وبلاگ رو گذاشته رفته الان اومده میگه هنوزم ترشیدم !
گیس بریده 
اصن میخوام همیشه بترشی نکبت !


حالا نوشته ی خودم :


سلام 
می دونم تو دلتون گفتید همه ی اینا رو !
نگفتید ؟!
باعشه بابا 
با مرامتون نفله کردید ما رو !
عوچیکتونیم !

خب ببشخید  Smiley
روزای سخت تحصیل و روحیه ی خراب و .. بود دیگه 
ببشخید دیگه 
 
من برگشتم 
می نویسم 
دوباره 
نیاز دارم به نوشتن 



پ ن : این دختره ی پر ر و رو شوهر دادیم رفت سراغ زندگیش !


لیته رو میگم !
مبارکش باشه 
ایشالا خوشبخت باشه 


پ ن : سیرترشی موند و حوضش !


پ ن :
هر حرفی تو دلتون بود برام بنویسید 
بیشتر از همیشه به داشتن دوست نیاز دارم 

+ تاريخ جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 20:47 نويسنده سیر ترشی |